النا کوچولوی مامان وباباالنا کوچولوی مامان وبابا، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

ژیگولیا مثل من و مامان و بابا

حکایت درخت عشق

1392/10/18 1:09
نویسنده : بیتا
517 بازدید
اشتراک گذاری

خلاصه بگویم دخترک

مادرانگی را برای مادری نوپا شرح دادم. هرچه گفتم کم بود. هرچه خواندم یک بیت بود!

این دنیایی نیست که با یک عکس بتوان توصیفش کرد. از سختیهایش بگویی دلشان می‌لرزد، از شادمانیهایش هرچه بگویی باورشان نمی‌شود.

دخترک قصه من و تو ناب‌ترین قصه عاشقانگیست

حکایت اولین لبخند زیبای تو به صورت من، که هیچگاه فراموشم نخواهد شد

حکایت اولین دوستت دارمها، بوسه‌های نابلد و دستهایی که دور گردنم حلقه شدند

حکایت ذوق دلهامان وقت بهم رسیدنها، نگاه‌هایی پر از حرف و شیطنت‌های کودکانه ما با هم

کوچک من

یک روز حکایت درخت عشق را برای زنی گفتم، درختی که نهالش را با پدر کاشتیم و طوفانها و زمستانها مراقبش بودیم

گفتم طعم تو، قصه میوه شیرین آن درخت است. هرچه درخت تنومند‌تر می‌شود طعم این میوه بیشتر به دل می‌نشیند.

باورت بشود یا نه، یک روز خودت این قصه را خواهی گفت. شاید باور نکنند، بگو مادر می‌شوید و باور خواهید کرد


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

سحر
24 دی 92 17:48
درخت عششقتون همیشه پر برگ و بار باشه انشااله